ايران و جامعه اطلاعاتي مرکز پژوهشهاي ارتباطات
جستجوی ترکیبی   پرسش و پاسخ   |   پيوندها   |   تماس با ما   |   فرستادن نظرات     English  

صفحه نخست ايران

اخبار و گزارشها

اسناد و مصوبه‌ها

نشستها و سمينارها

مقالات و نظرات

اجلاس جامعه اطلاعاتي

تازه‌ها

اسناد و گزارشها

نشستهاي مرتبط

نشستهاي كميته تدارك

نشستهاي منطقه‌اي

درباره اجلاس جهاني

مرکز پژوهشهاي ارتباطات

درباره اين سايت

مقالات و نظرات

مطالب سال 1385. انتخاب سال: 1382 |  1383 |  1384 |  1385
بانکداری الکترونیکی؛ مقاومت‌ها و تردیدها شهرام شریف    سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
شهر الکترونیکي و لزوم تدوين سناريو حميدرضا احمديان    سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
كار آفريني در عصر اطلاعات وارتباطات سيد علي اكرمي فر    سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
جهاني شدن، جامعة اطلاعاتي و آموزش     سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
دولت و توسعة فناوري ارتباطات و اطلاعات دکتر حسين ابراهيم آبادي    سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
از آموزش راه دور تا دانشگاه مجازی محمدمهدی فتوره چی    سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
نگاهى به ايده بزرگراه اطلاعاتى ال گور     دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۵  
از دانشگاه مجازي چه مي دانيم؟ مريم سپاسي    سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
تاثير جامعه‌ اطلاعاتي بر انسجام اجتماعي     سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
جامعة دانش     سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵  
دنياي شگفت انگيز نو مهناز نادري فريد    جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵  
راهبري اينترنت دکتر سياوش شهشهاني    دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۵  
بهترين راهبرد براي ساختن يک جامعه اطلاعاتي که از لحاظ اخلاقي سالم باشد، چيست؟     دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۵  
رفت‌وآمد ايميل‌هاي ناروا در دنياي مجازي، چرا؟     دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۵  
تيپ‌شناسي شخصيت در فضاي آنلاين     دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵  
بومي‌سازي در فضاي مجازي     دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵  
اينترنت و ترويج آنارشي اخلاقي گوردن گراهام    سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۵  
سپهر سايبر و فلسفه زندگي روزمره احمد شهدادي    سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۵  
اينترنت مانعي بزرگ براي تبادل آرا جرمى استنگروم    سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵  
حریم‌شخصی از دست رفته در دنياى مجازى لوچيانو فلوريدى    سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵  
دو جهاني شدنها و آيندة هويت‌هاي همزمان دکتر سعيدرضا عاملي    دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۵  
جايگاه بنيادي آزادي بيان و اطلاعات در جامعة معرفتي: فرصت ها و محدوديت ها دكتر رويا معتمدنژاد    دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۵  
ايران و مسائل جهاني راهبري اينترنت دکتر کاظم معتمدنژاد    سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۵  



این مقاله در فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی (شماره ۲۳، پاییز ۱۳۸۲/ تاریخ انتشار: تابستان ۱۳۸۳) به چاپ رسیده است






معيارهاي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌: بررسي‌ ديدگاه‌هاي‌ استادان‌ دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌

پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۳

دكتر نعيم‌ بديعي‌

مقدمه
هنگامي‌ كه‌ در سال‌ 1450 ميلادي‌، يوهان‌ گوتنبرگ‌ (Johann Gutenberg) در كارگاه‌كوچكي‌ در شهر ماينتز (Mainz) آلمان‌ موفق‌ شد نخستين‌ صفحه‌ كاغذ را با استفاده‌ از حروف‌متحرك‌ فلزي‌ چاپ‌ كند، نمي‌توانست‌ تصور كند كه‌ اين‌ اختراع‌ چه‌ انقلابي‌ در دنيا به‌ پا خواهدكرد. احتياج‌ مادر اختراع‌ است‌. نياز جامعه‌ اروپا در اواسط سده‌ پانزدهم‌ ميلادي‌ بر تكثير سريع‌و ارزان‌ چنين‌ بود كه‌ تا سال‌ 1500 ميلادي‌، بيش‌ از پانزده‌ ميليون‌ نسخه‌ از 35000 عنوان‌ كتاب‌به‌ زير چاپ‌ رفت‌.
با گسترش‌ صنعت‌ چاپ‌ و پيدايي‌ روزنامه‌ها در كشورها، نظارت‌ و كنترل‌ بر مطبوعات‌ نيزگسترش‌ يافت‌. تاريخ‌ مطبوعات‌ اكثر كشورها تاريخ‌ مبارزه‌ روزنامه‌نگاران‌ با محدوديت‌ها ونظارت‌هايي‌ است‌ كه‌ دولت‌ها بر مطبوعات‌ روا داشته‌اند. اين‌ پرسش‌ كه‌ آيا اصولا دولت‌هاچنين‌ حقي‌ دارند، بارها از سوي‌ انديشمندان‌ در طول‌ تاريخ‌ ابراز گرديده‌ است‌. بررسي‌ مباني‌نظري‌ در اين‌ خصوص‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ نظارت‌ و كنترل‌، به‌ طور كلي‌، به‌ شيوه‌هاي‌ گوناگون‌ برمطبوعات‌ اعمال‌ مي‌شود.

طرح‌ مسئله‌ و هدف‌ تحقيق
اين‌ تحقيق‌ كوششي‌ در شناخت‌ معيارهاي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌ از ديدگاه‌ استادان‌دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌ به‌ منظور ارائه‌ الگوي‌ مطلوب‌ براي‌ فعاليت‌هاي‌ روزنامه‌نگاري‌ درايران‌ است‌.
جايگاه‌، رسالت‌ و مسئوليت‌ اجتماعي‌ رسانه‌هاي‌ ارتباط جمعي‌ در جوامع‌ مختلف‌، باساختارهاي‌ سياسي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ متفاوت‌ به‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ تبيين‌ شده‌ است‌.وظيفه‌اي‌ كه‌ براي‌ رسانه‌ها، چه‌ از نظر مخاطبان‌، چه‌ از ديدگاه‌ دولت‌ها و چه‌ از نظرروزنامه‌نگاران‌، تصور مي‌شود، حاوي‌ مشابهت‌ها و تفاوت‌هاست‌. اكنون‌ اين‌ پرسش‌ مطرح‌است‌ كه‌ وظيفه‌ رسانه‌ها به‌ طور كلي‌ و مطبوعات‌ به‌ طور خاص‌ چه‌ بايد باشد؟ چه‌ شيوه‌ ياشيوه‌هاي‌ روزنامه‌نگاري‌ مي‌تواند رسالت‌ و مسئوليت‌ اجتماعي‌ روزنامه‌نگاران‌ را به‌ نحومطلوب‌ به‌ انجام‌ رساند؟ به‌ عبارت‌ ديگر، روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌ بايد حاوي‌ چه‌معيارها و ويژگي‌هايي‌ باشد؟ روزنامه‌نگاري‌، حرفه‌اي‌ است‌ كه‌ مي‌كوشد نگرش‌ها، باورها،فعاليت‌ها و روابط اجتماعي‌ ميان‌ افراد (اعم‌ از افراد عادي‌ و دولتمردان‌) را در يك‌ بستر
سياسي‌ ـ اجتماعي‌ ـ فرهنگي‌ به‌ تصوير كشد; حرفه‌اي‌ كه‌ سهل‌ و در عين‌ حال‌ ممتنع‌ است‌.
هدف‌ اين‌ تحقيق‌، تبيين‌ معيارهاي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌ از ديدگاه‌ استادان‌دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌ به‌ منظور ارائه‌ الگوي‌ مطلوب‌ براي‌ فعاليت‌هاي‌ روزنامه‌نگاري‌ درايران‌ است‌. آگاهي‌ از اين‌ ديدگاه‌ها مي‌تواند به‌ شناخت‌ معيارهاي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ درايران‌ كمك‌ كند. بدين‌ لحاظ، ضمن‌ مروري‌ بر نظريه‌هاي‌ مطبوعات‌، معيارها و اصول‌ اخلاق‌حرفه‌اي‌ و شيوه‌هاي‌ روزنامه‌نگاري‌، كوشش‌ مي‌شود ويژگي‌هاي‌ هر يك‌ برشمرده‌ شود و باتوجه‌ به‌ اين‌ مباحث‌، پرسش‌ها (گويه‌ها)ي‌ تحقيق‌ براي‌ تبيين‌ الگوي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ درايران‌ تدوين‌ گردد.

مباني‌ نظري‌ تحقيق‌
رسانه‌هاي‌ ارتباط جمعي‌ به‌ اندازه‌اي‌ در جوامع‌ مهم‌ هستند كه‌ از آنان‌ به‌ عنوان‌ “ركن‌ چهارم‌”حكومت‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌. نگاه‌ سه‌ ركن‌ ديگر هميشه‌ به‌ ركن‌ چهارم‌ است‌. نحوه‌ فعاليت‌روزنامه‌نگاران‌ در كشورهاي‌ مختلف‌ با ساختارهاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌ و اقتصادي‌متفاوت‌، يكسان‌ نيست‌. در برخي‌ از كشورها حكومت‌ بر رسانه‌ها حكمراني‌ مي‌كند; در برخي‌از كشورهاي‌ ديگر، كنترل‌ و نظارت‌ دولت‌ بسيار محدود است‌. كشوري‌ در دنيا وجود ندارد كه‌رسانه‌ها را به‌ حال‌ خود گذاشته‌ باشد. در اين‌ قسمت‌ با طرح‌ نظريه‌هاي‌ مطبوعات‌، به‌ بررسي‌رابطه‌ بين‌ مطبوعات‌ و حكومت‌ مي‌پردازيم‌.

نظريه‌هاي‌ مطبوعات‌
در نيم‌ قرن‌ اخير، پنج‌ نظريه‌ درباره‌ كاركردهاي‌ مطبوعات‌ و روابط آن‌ با حكومت‌ و مردم‌تبيين‌ شده‌ است‌:
الف‌ ـ نظريه‌ اقتدارگرا (Authoritarian)
صنعت‌ چاپ‌ در بستر حكومت‌هاي‌ اقتدارگراي‌ اروپا در قرن‌ پانزدهم‌ ميلادي‌ متولد شد.كليسا و رهبران‌ سياسي‌ بدون‌ توجه‌ به‌ خواسته‌هاي‌ مردم‌، قدرت‌ خود را اعمال‌ مي‌كردند وكم‌تر كسي‌ توانايي‌ مبارزه‌ با آنان‌ را داشت‌. سلطنت‌هاي‌ استبدادي‌ مطلقه‌، خواهان‌ اطاعت‌مطلقه‌ بودند. در آن‌ زمان‌ موقعيتي‌ فراهم‌ نبود كه‌ يك‌ كارگاه‌ چاپ‌ بتواند براي‌ آزادي‌ بيان‌ وانتشار عقايد با حكومت‌ به‌ مبارزه‌ برخيزد (Sandman, et al.: 31).
گوتنبرگ‌ و جانشينان‌ او كارمندان‌ دولت‌ نبودند، تا چهارصد سال‌ بعد از گوتنبرگ‌، مالكيت ‌چاپ‌ خصوصي‌ بود. از همان‌ ابتدا، وجود مالكيت‌ خصوصي‌ يكي‌ از معضلات‌ حكومت‌هاي‌استبدادي‌ و اقتدارگرا به‌ شمار مي‌رفت‌. چگونه‌ حكومت‌ مي‌توانست‌ رسانه‌اي‌ را كه‌ مالكيت‌ آن‌را به‌ عهده‌ نداشت‌، در كنترل‌ خود داشته‌ باشد؟ راه‌هاي‌ گوناگون‌، بررسي‌ و سرانجام‌ آسان‌ترين‌راه‌ كه‌ صدور پروانه‌ يا امتياز بود، برگزيده‌ شد. از هر چاپخانه‌داري‌ خواسته‌ شد كه‌ “امتيازسلطنتي‌” و پروانه‌ كار دريافت‌ دارد (Ibid., 163).
صدور امتياز در عمل‌ چندان‌ موفق‌ نبود. فعاليت‌ چاپخانه‌هاي‌ بدون‌ امتياز رشد فزاينده‌اي ‌پيدا كرد. حتي‌ چاپخانه‌هايي‌ كه‌ امتياز داشتند، در ساعاتي‌ اقدام‌ به‌ چاپ‌ مطالب‌ ضدحكومتي‌مي‌كردند. مدتي‌ هم‌ سانسور قبل‌ از چاپ‌ اعمال‌ شد. براي‌ هر چاپخانه‌ ماموري‌ گماشته‌ شد تاهر كتاب‌ يا مطالبي‌ را كه‌ به‌ چاپ‌ مي‌رسيد، بازبيني‌ و اجازه‌ چاپ‌ آن‌ را صادر كند. اين‌ كار نيز باتوجه‌ به‌ حجم‌ و گسترش‌ فعاليت‌هاي‌ چاپي‌، قابليت‌ اجرايي‌ نداشت‌. تعداد افراد مورد اعتمادمحدود و تعداد چاپخانه‌ها و حجم‌ كارهاي‌ چاپي‌ آنان‌ فراوان‌ بود (Ibid.).
امروز نيز بسياري‌ از كشورهاي‌ دنيا با همان‌ شيوه‌ بر مطبوعات‌ نظارت‌ و كنترل‌ دارند.*
دنيس‌ مك‌كويل‌ (Denis McQuail) استاد دانشگاه‌، ويژگي‌هاي‌ مهم‌ نظريه‌ اقتدارگرا راچنين‌ بر مي‌شمرد:
1ـ رسانه‌ها نبايد قدرت‌ حاكم‌ را تضعيف‌ كنند يا نظم‌ موجود را بر هم‌ زنند.
2ـ رسانه‌ها بايد از تهاجم‌ به‌ اكثريت‌ و ارزش‌هاي‌ سياسي‌ و اخلاقي‌ حاكم‌ اجتناب‌ ورزند.
3ـ براي‌ نيل‌ به‌ اين‌ اصول‌، سانسور جايز است‌.
4ـ مالكيت‌ رسانه‌ها خصوصي‌ يا دولتي‌ است‌.
5ـ براي‌ انتشار مطبوعات‌ نياز به‌ اجازه‌ قبلي‌ (امتياز) است‌ (McQuail: 111-112).

ب‌ ـ نظريه‌ شوروي‌ (Soviet)
مشكل‌ مالكيت‌ خصوصي‌ رسانه‌ها در اتحاد جماهير شوروي‌ سوسياليستي‌ (سابق‌) و چين‌با دولتي‌ كردن‌ آن‌ها ظاهرا حل‌ شد. روزنامه‌ها، مجله‌ها و ايستگاه‌هاي‌ راديويي‌ و تلويزيوني‌داراي‌ مالكيت‌ دولتي‌ بودند و اداره‌ آن‌ها نيز به‌ عهده‌ حكومت‌ بود. اين‌ استعاره‌ نيست‌ كه‌ گفته‌شود رسانه‌ها در شوروي‌ (سابق‌) “ركن‌ چهارم‌” حكومت‌ بودند. مديران‌ روزنامه‌هاي‌ پراودا(Pravda) و ايزوستيا (Izvestia) ماموران‌ عالي‌ رتبه‌ در حزب‌ كمونيست‌ بودند. در وضعيت‌مالكيت‌ دولتي‌، ديگر اين‌ پرسش‌ مطرح‌ نيست‌ كه‌ آيا رسانه‌هاي‌ ارتباط جمعي‌ بايد از حكومت‌حمايت‌ كنند يا با آن‌ به‌ مخالفت‌ برخيزند. در اين‌ نظام‌، رسانه‌ها جزيي‌ از حكومت‌ هستند. درقانون‌ اساسي‌ سال‌ 1925 اتحاد جماهير شوروي‌ سابق‌، هدف‌ از انتشار مطبوعات‌، “تقويت ‌نظم‌ اجتماعي‌ كمونيست‌” بود (Siebert: 125).
با وجود چنين‌ جايگاهي‌ براي‌ رسانه‌ها، بين‌ نظريه‌هاي‌ اقتدارگرا و شوروي‌ تفاوت‌هايي‌ نيزوجود دارد. در نظريه‌ اقتدارگرا، رسانه‌ها داراي‌ مالكيت‌ خصوصي‌ هستند ولي‌ در نظريه‌شوروي‌، رسانه‌ها در تملك‌ دولت‌ قرار دارند. در حكومت‌هاي‌ اقتدارگرا، انتقاد در مطبوعات‌جايي‌ ندارد. ولي‌ در حكومت‌ شوروي‌ سابق‌، انتقاد تا اندازه‌اي‌ مجاز بود كه‌ اساس‌ ايدئولوژي‌كمونيست‌ را زير سوال‌ نبرد.
ويژگي‌هاي‌ مهم‌ نظريه‌ شوروي‌ را مي‌توان‌ چنين‌ توصيف‌ كرد:
1ـ رسانه‌ها نبايد داراي‌ مالكيت‌ خصوصي‌ باشند.
2ـ رسانه‌ها بايد با كاركردهاي‌ مثبت‌، مانند جامعه‌پذيري‌ هنجارهاي‌ مورد قبول‌، آموزش‌،اطلاع‌، انگيزش‌ و بسيج‌ عمومي‌ خدمت‌ كنند.
3ـ رسانه‌ها بايد در برابر خواسته‌ها و نيازهاي‌ جامعه‌ پاسخگو باشند.
4ـ رسانه‌ها بايد با توجه‌ به‌ اصول‌ ماركسيست‌ ـ لنينيست‌، تصويري‌ عيني‌ و كامل‌ از جامعه‌و دنيا به‌ مردم‌ ارائه‌ دهند.
5ـ روزنامه‌نگاران‌ افراد حرفه‌اي‌ مسئولي‌ هستند كه‌ هدف‌ها و آرمان‌هاي‌ آنان‌ بايد با منافع‌جامعه‌ منطبق‌ باشد (McQuail: 118-119).

ج‌ ـ نظريه‌ آزادي‌گرا (Libertarian)
باور نظريه‌ آزادي‌گرا به‌ طور كلي‌ اين‌ است‌ كه‌ بهترين‌ كاري‌ كه‌ دولت‌ مي‌تواند بكند اين‌ است‌كه‌ مطبوعات‌ را به‌ حال‌ خود بگذارد. نظريه‌ آزادي‌گرا در عصر روشنگري‌ (Enlightement)رشد كرد، ولي‌ اين‌ رشد به‌ موازات‌ توسعه‌ دموكراسي‌ صورت‌ گرفت‌. در يك‌ حكومت‌ديكتاتوري‌، حتي‌ اگر باور و پنداشت‌ اين‌ باشد كه‌ مردم‌ توانايي‌ جداسازي‌ حقيقت‌ از غيرحقيقت‌ را دارند، دليلي‌ براي‌ حمايت‌ از آزادي‌ بيان‌ و مطبوعات‌ احساس‌ نمي‌شود. اصولاپرسش‌ اين‌ است‌ كه‌ چرا يك‌ حكومت‌ اقتدارگرا مي‌خواهد كه‌ مردم‌ از حقيقت‌ آگاه‌ شوند؟ مگردر حكومت‌ اقتدارگرا، مردم‌ حكومت‌ مي‌كنند؟ آن‌ چه‌ مهم‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ حكومت‌ حقيقت‌را يافته‌ است‌ و مي‌داند. مردم‌ در اين‌ ميان‌ نقشي‌ ندارند. در حكومت‌ دموكراسي‌، مردم‌ حكومت‌مي‌كنند. در چنين‌ حكومتي‌، مردم‌ براي‌ تصميم‌گيري‌ به‌ داشتن‌ اطلاعات‌ لازم‌ و كافي‌ نياز دارندو رسانه‌ها در اين‌ ميان‌، مي‌توانند نقش‌ ارزنده‌اي‌ ايفا كنند. (Sandman, et al.: 166).
ويژگي‌هاي‌ مهم‌ نظريه‌ آزادي‌گرا را مي‌توان‌ چنين‌ برشمرد:
1ـ نشريه‌ بايد از هر گونه‌ سانسور قبل‌ از چاپ‌ به‌ وسيله‌ شخص‌ ثالث‌ رها باشد.
2ـ انتشار و توزيع‌ نشريه‌ بايد براي‌ افراد و گروه‌ها بدون‌ اجازه‌ قبلي‌ و امتياز آزاد باشد.
3ـ حمله‌ به‌ حكومت‌ و ماموران‌ دولتي‌ و احزاب‌ سياسي‌ (متمايز از حمله‌ به‌ افرادخصوصي‌ يا خيانت‌ و نقض‌ امنيت‌) حتي‌ بعد از انتشار قابل‌تنبيه‌ نيست‌.
4ـ هيچ‌ گونه‌ محدوديتي‌ در مسير جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ به‌ صورت‌ قانوني‌ نبايد وجود داشته‌باشد.
5ـ هيچ‌ گونه‌ محدوديتي‌ در مسير صدور و ورود و ارسال‌ و دريافت‌ “پيام‌ها” از مرزهاي‌كشور نبايد وجود داشته‌ باشد (McQuail, 115-116).

د ـ نظريه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ (Social Responsibility)
نظريه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ به‌ دنبال‌ “گزارش‌ كميسيون‌ هاچينز” (Hutchins) در ايالات‌متحده‌ آمريكا با عنوان‌ “گزارش‌ مطبوعات‌ آزاد و مسئول‌” (A Report on a Free andResponsible Press) در سال‌ 1947 شكل‌ گرفت‌. اين‌ گزارش‌ انتقادي‌ كه‌ توسط تعدادي‌ ازاستادان‌ و متخصصان‌ رشته‌هاي‌ مختلف‌ تدوين‌ شد، بسياري‌ از اصول‌ نظريه‌ آزادي‌گرا راپذيرفت‌. به‌ عبارت‌ ديگر، باور اين‌ گزارش‌ بر اين‌ بود كه‌ براي‌ گسترش‌ دموكراسي‌، مردم‌ بايدبتوانند اطلاعات‌ و نظرهاي‌ گوناگون‌ را به‌ دست‌ آورند و بعد، خودشان‌ به‌ تصميم‌گيري‌ بپردازند.با اين‌ حال‌، “گزارش‌ كميسيون‌ هاچينز” نظريه‌ آزادي‌گرا را از جنبه‌ كاركردي‌ مورد سوال‌ قرار دادكه‌ آيا مردم‌ اطلاعات‌ لازم‌ و كافي‌ براي‌ تصميم‌گيري‌ منصفانه‌ به‌ دست‌ مي‌آورند؟ بر اين‌ اساس‌،”گزارش‌ كميسيون‌ هاچينز” پنج‌ اصل‌ را براي‌ تضمين‌ اين‌ امر پيشنهاد داد:
1ـ رسانه‌ها بايد گزارشي‌ صحيح‌ و جامع‌ از رويدادهاي‌ روز به‌ نحوي‌ ارائه‌ دهند كه‌ براي‌مردم‌ قابل‌ فهم‌ باشد.
2ـ رسانه‌ها بايد زمينه‌ مبادله‌ انتقادها و اظهار نظرها را فراهم‌ كنند.
3ـ رسانه‌ها بايد تصويري‌ درست‌ از گروه‌هاي‌ جامعه‌ ارائه‌ دهند.
4ـ رسانه‌ها بايد براي‌ ارائه‌ و روشنگري‌ هدف‌ها و ارزش‌هاي‌ جامعه‌، مسئوليت‌ را بپذيرند.
5ـ رسانه‌ها بايد امكان‌ دسترسي‌ كامل‌ به‌ اطلاعات‌ روز را فراهم‌ كنند
(The Commission on Freedom of the Press: 79-131).
تفاوت‌ بين‌ نظريه‌هاي‌ آزادي‌گرا و مسئوليت‌ اجتماعي‌ بسيار ظريف‌، ولي‌ مهم‌ است‌. نظريه‌آزادي‌گرا بر اين‌ اعتقاد است‌ كه‌ هر نشريه‌ يا ايستگاه‌ سخن‌پراكني‌ (راديو، تلويزيون‌) به‌ هرصورت‌ كه‌ عمل‌ كند، بهترين‌ وضع‌ است‌; در حالي‌ كه‌ نظريه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ با اين‌ ديدگاه‌موافقت‌ ندارد. نظريه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ از رسانه‌ها مي‌خواهد، همان‌ طور كه‌ در نظريه‌آزادي‌گرا نيز مطرح‌ است‌، “بازار آزاد عقايد و انديشه‌ها” را به‌ وجود آورند.
ماهيت‌ نظريه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ اين‌ است‌ كه‌ رسانه‌ها در انجام‌ وظايف‌ خود مسئوليت‌دارند. اگر رسانه‌ها اين‌ مسئوليت‌ها را داوطلبانه‌ بپذيرند، كه‌ مسئله‌اي‌ نيست‌; ولي‌ اگر نپذيرند،در اين‌ صورت‌ ممكن‌ است‌ حكومت‌ براي‌ پذيرش‌ مسئوليت‌ مداخله‌ كند.
نظريه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ بايد بتواند بين‌ اين‌ اصول‌ توازن‌ برقرار كند: آزادي‌ فردي‌ و حق‌انتخاب‌، آزادي‌ رسانه‌ها و مسئوليت‌ها نسبت‌ به‌ جامعه‌. با توجه‌ به‌ اين‌ ملاحظات‌ است‌ كه‌ درسال‌هاي‌ بعد براي‌ راديو و تلويزيون‌ مقررات‌ خاصي‌ به‌ تصويب‌ رسيده‌ است‌ كه‌ حدود ومسئوليت‌هاي‌ فعاليت‌هاي‌ آنان‌ را مشخص‌ مي‌كند.
ويژگي‌هاي‌ مهم‌ نظريه‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ را مي‌توان‌ چنين‌ توصيف‌ كرد:
1ـ رسانه‌ها بايد برخي‌ از مسئوليت‌ها را نسبت‌ به‌ جامعه‌ بپذيرند و آن‌ها را نشان‌ دهند.
2ـ اين‌ مسئوليت‌ها را مي‌توان‌ با در نظر گرفتن‌ معيارهاي‌ حرفه‌اي‌ در زمينه‌ اطلاع‌رساني‌،واقعيت‌جويي‌، درستي‌، عينيت‌گرايي‌ و توازن‌ نشان‌ داد.
3ـ رسانه‌ها بايد از هر عملي‌ كه‌ به‌ جنايت‌، خشونت‌، بي‌نظمي‌ يا رنجش‌ گروه‌هاي‌ اقليت‌بيانجامد، اجتناب‌ ورزند.
4ـ رسانه‌ها بايد بطور كلي‌ متكثر و منعكس‌ كننده‌ گوناگوني‌ جامعه‌ خود باشند و امكان‌دسترسي‌ ديدگاه‌هاي‌ گوناگون‌ را براي‌ آنان‌ فراهم‌ كنند و حق‌ پاسخگويي‌ آنان‌ را محفوظ بدارند.
5ـ با توجه‌ به‌ اصل‌ اول‌، جامعه‌ و مردم‌ حق‌ دارند انتظار بالايي‌ از رسانه‌ها داشته‌ باشند ومداخله‌ آنان‌ براي‌ اطمينان‌ از حفظ منافع‌ جامعه‌، توجيه‌پذير است‌ (McQuail: 117-118).

ه ـ نظريه‌ رسانه‌هاي‌ توسعه‌بخش‌ (Development Media)
نظريه‌هايي‌ كه‌ در بالا به‌ آن‌ها اشاره‌ شد، گر چه‌ وضعيت‌ و شرايط اجتماعي‌ ـ سياسي‌فعاليت‌ رسانه‌ها را در بسياري‌ از كشورهاي‌ جهان‌ به‌ تصوير مي‌كشند، ولي‌ در بسياري‌ ازكشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ بايد به‌ وظايف‌ و كاركردهاي‌ رسانه‌ها به‌ گونه‌اي‌ ديگر نگريست‌.
اولين‌ نكته‌ در تدوين‌ نظريه‌ رسانه‌هاي‌ توسعه‌بخش‌ اين‌ است‌ كه‌ شرايط مشترك‌ برخي‌ ازكشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ حاكي‌ از محدوديت‌ اجراي‌ نظريه‌هاي‌ ياد شده‌ با توجه‌ به‌ منافع‌ اين‌جوامع‌ است‌. اولين‌ عامل‌، فقدان‌ برخي‌ از شرايط لازم‌ براي‌ يك‌ نظام‌ ارتباط جمعي‌ توسعه‌يافته‌ است‌: زيرساختارهاي‌ ارتباطي‌، مهارت‌هاي‌ حرفه‌اي‌، منابع‌ فرهنگي‌ و توليد و مخاطبان‌موجود. عامل‌ دوم‌، وابستگي‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ فناوري‌هاي‌ لازم‌ و مهارت‌ها وتوليدات‌ فرهنگي‌ است‌. عامل‌ سوم‌، توجه‌ بيش‌تر اين‌ كشورها به‌ توسعه‌ سياسي‌، اقتصادي‌ واجتماعي‌ است‌ كه‌ باعث‌ توجه‌ كم‌تر به‌ رسانه‌ها مي‌شود. عامل‌ چهارم‌، افزايش‌ تمايل‌ به‌هويت‌شناسي‌ يكسان‌ بين‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ و توسعه‌ يافته‌ و حضور در سياست‌بين‌الملل‌ است‌ (Ibid., 120).
آن‌ عاملي‌ كه‌ به‌ نظريه‌ رسانه‌هاي‌ توسعه‌ بخش‌ انسجام‌ بيش‌تري‌ مي‌بخشد، پذيرش‌ توسعه‌اقتصادي‌ (تغييرات‌ اجتماعي‌) است‌ كه‌ به‌ بازسازي‌ كشور كه‌ هدف‌ اول‌ است‌، كمك‌ مي‌كند.بدين‌ سبب‌، برخي‌ از آزادي‌هاي‌ رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران‌ در مرتبه‌ دوم‌ مسئوليت‌ آنان‌ قرارمي‌گيرد. منافع‌ جمع‌ بر آزادي‌هاي‌ فردي‌ تاكيد مي‌شود. يكي‌ از نكته‌هاي‌ برجسته‌ در نظريه‌رسانه‌هاي‌ توسعه‌بخش‌ كه‌ بر آن‌ تاكيد مي‌شود، “حق‌ ارتباط” است‌ كه‌ در اصل‌ 19 اعلاميه‌جهاني‌ حقوق‌ بشر بر آن‌ تاكيد شده‌ است‌: “هر كس‌ حق‌ دارد، آزادانه‌ عقايد و نظرات‌ خود را بيان‌دارد...”.
ويژگي‌هاي‌ مهم‌ نظريه‌ رسانه‌هاي‌ توسعه‌بخش‌ را مي‌توان‌ چنين‌ توصيف‌ كرد:
1ـ رسانه‌ها بايد با پذيرش‌ اصول‌ توسعه‌، در راستاي‌ سياست‌هاي‌ ملي‌ آن‌ را به‌ اجرا درآورند.
2ـ آزادي‌ رسانه‌ها مي‌تواند با توجه‌ به‌ اولويت‌هاي‌ اقتصادي‌ و نيازهاي‌ توسعه‌اي‌ جامعه‌محدود گردد.
3ـ رسانه‌ها بايد در ارائه‌ خبر، و اطلاعات‌ براي‌ پيوند بين‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ كه‌ ازجنبه‌هاي‌ جغرافيايي‌، فرهنگي‌ و سياسي‌ با يكديگر نزديكي‌ دارند، اولويت‌ قايل‌ شوند.
4ـ روزنامه‌نگاران‌ و ديگر كاركنان‌ رسانه‌ها، مسئوليت‌ و آزادي‌ در جمع‌آوري‌ و توزيع‌اطلاعات‌ را دارا هستند.
5ـ براي‌ حفظ منافع‌ توسعه‌، دولت‌ حق‌ دارد با ايجاد محدوديتها، سانسور، قطع‌ يارانه‌ وكنترل‌ مستقيم‌، وارد مداخله‌ شود (Ibid: 121).
در تحقيقي‌ پيرامون‌ نظام‌ مطلوب‌ مطبوعاتي‌ در ايران‌، خانم‌ دكتر مهدخت‌ بروجردي‌علوي‌، به‌ بررسي‌ و نظرجويي‌ از روزنامه‌نگاران‌ ايران‌ پرداخت‌. اين‌ تحقيق‌ نشان‌ داد كه‌روزنامه‌نگاران‌ ايراني‌ با نظام‌ اقتدارگرا براي‌ اداره‌ مطبوعات‌ به‌ كلي‌ مخالفند و در مجموع‌، نظام‌مسئوليت‌ اجتماعي‌ را بر ساير نظام‌ها، براي‌ اداره‌ مطبوعات‌ ترجيح‌ مي‌دهند (بروجردي‌ علوي‌،1375).

معيارها و اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌
همانند بسياري‌ از حرفه‌ها، روزنامه‌نگاري‌ نيز نياز به‌ نظارت‌هاي‌ حرفه‌اي‌ دارد. ولي‌ برخلاف‌ حرفه‌هاي‌ ديگر، اصول‌ و مقررات‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ در بسياري‌ از كشورها،مدون‌ و مشخص‌ نيست‌. در اوايل‌ قرن‌ بيستم‌، كشورهاي‌ اروپايي‌ بر ضرورت‌ تدوين‌ اصول‌ ومقررات‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ تاكيد كردند.
روزنامه‌نگاران‌ كشورهاي‌ اسكانديناوي‌ در تهيه‌ و تدوين‌ اين‌ گونه‌ مقررات‌، پيشگام‌ بوده‌اند.كشورهاي‌ نروژ، سوئد، فنلاند به‌ ترتيب‌ در سال‌هاي‌ 1912، 1916 و 1919 از مجموعه‌مقررات‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاران‌ برخوردار شدند. “سنديكاي‌ ملي‌ روزنامه‌نگاران‌ فرانسوي‌”در سال‌ 1918، مجموعه‌اي‌ از مقررات‌ اخلاقي‌، با عنوان‌ “منشور وظايف‌
و مسئوليت‌هاي‌ روزنامه‌نگاران‌” را تصويب‌ كرد. در ايالات‌ متحده‌ امريكا، “انجمن‌ سردبيران‌ روزنامه‌هاي‌ امريكا” در سال‌ 1923، اصول‌ كلي‌ اخلاقي‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ را به‌ تصويب‌ رساند و اتحاديه‌ ملي‌ روزنامه‌نگاران‌ انگلستان‌، در سال‌ 1936 نخستين‌ مجموعه‌ مقررات‌ اخلاقي‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ را تدوين‌ و تصويب‌ كردند (معتمدنژاد، 1379:13).
در ايران‌ نيز ضرورت‌ تدوين‌ نظامنامه‌اي‌ براي‌ ايجاد نظم‌ در مطبوعات‌ و حفظ حقوق‌روزنامه‌نگاران‌ مورد توجه‌ قرار گرفت‌. نخستين‌ بار در مهر ماه‌ 1342، در جلسه‌ “هيئت‌ مديره‌سنديكاي‌ نويسندگان‌ و خبرنگاران‌ مطبوعات‌”، يك‌ متن‌ هشت‌ ماده‌اي‌ در اين‌ خصوص‌ به‌اتفاق‌ آرا به‌ تصويب‌ رسيد. در اين‌ متن‌، بر خدمت‌ مطبوعات‌ به‌ عامه‌ مردم‌، پرهيزروزنامه‌نگاران‌ از اقدام‌ به‌ هر گونه‌ عمل‌ غيرشرافتمندانه‌، بي‌طرفي‌، عشق‌ به‌ حقيقت‌ و دقت‌ واطلاع‌ به‌ مثابه‌ بنيان‌ كار روزنامه‌نگاري‌، كمك‌ به‌ روشن‌ شدن‌ حقيقت‌ در عين‌ محفوظ نگه‌داشتن‌ امضا، ممانعت‌ از انتشار مطالب‌ زيان‌آور نسبت‌ به‌ مقام‌هاي‌ رسمي‌ و افراد عادي‌ (مگر درمواردي‌ كه‌ پاي‌ مصالح‌ عمومي‌ و ملي‌ در ميان‌ باشد)، عدم‌ انتشار مطالب‌ غيرمستدل‌ و اعتراف‌صريح‌ به‌ اشتباه‌، ذكر ماخذ به‌ هنگام‌ نقل‌ از مطالب‌ نشريه‌هاي‌ ديگر، خودداري‌ از تحريف‌ به‌هنگام‌ اقتباس‌، منتشر نكردن‌ مصاحبه‌ بدون‌ اجازه‌ مصاحبه‌ شونده‌، حق‌ بهره‌برداري‌ مادي‌ ومعنوي‌ روزنامه‌نگاران‌ از شغل‌ خود ولي‌ نه‌ به‌ بهاي‌ دروغ‌ و پوشاندن‌ حقايق‌ و دوري‌ از عفت‌قلم‌ و لطمه‌ زدن‌ به‌ مصالح‌ عمومي‌ و ملي‌ تاكيد شده‌ بود (نظام‌ مطبوعات‌، 1376: 88).
هيئت‌ مديره‌ سنديكاي‌ نويسندگان‌ و خبرنگاران‌ مطبوعات‌ در سال‌ 1358 اساسنامه‌ديگري‌ را تدوين‌ كردند كه‌ به‌ دليل‌ توقف‌ فعاليت‌ آن‌ تا به‌ امروز به‌ تصويب‌ نرسيده‌ است‌.
آخرين‌ كوشش‌ براي‌ تدوين‌ اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ با عنوان‌ “ميثاق‌ اخلاق‌حرفه‌اي‌ روزنامه‌نگاران‌”، توسط دكتر كاظم‌ معتمدنژاد، استاد دانشگاه‌ علامه‌ طباطبايي‌ به‌ عنوان‌پيش‌نويس‌ در دومين‌ “سمينار بررسي‌ مسائل‌ مطبوعات‌ ايران‌” در خرداد 1377 ارائه‌ شد. اين‌ ميثاق‌ داراي‌ يك‌ مقدمه‌ و دو بخش‌ است‌: “وظايف‌ و مسئوليت‌هاي‌ روزنامه‌نگار” و “حقوق‌ وامتيازهاي‌ روزنامه‌نگار” (معتمدنژاد، 1377: 944).
در مقدمه‌ اين‌ ميثاق‌، ضمن‌ توجه‌ به‌ حق‌ آزادي‌ بيان‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از حقوق‌ بنيادين‌ انساني‌،رسالت‌ اجتماعي‌ روزنامه‌نگاران‌ در آگاهي‌ به‌ وقايع‌ و مسائل‌ زندگي‌ عمومي‌، انعكاس‌ برخورد عقلايي‌ انديشه‌ها و شناخت‌ همگاني‌ و تشريح‌ و تفسير و انتقاد آن‌ها، و نيز محدوديت‌هايي‌ كه‌خود روزنامه‌نگاران‌ بايد هنگام‌ دست‌يابي‌ به‌ اخبار و اطلاعات‌ و انتقال‌ و انتشارشان‌ ملزم‌ به‌رعايت‌ آن‌ها باشند، مورد تاكيد قرار گرفته‌ است‌:
در بخش‌ اول‌ اين‌ ميثاق‌، در 14 بند وظايف‌ و مسئوليت‌هاي‌ روزنامه‌نگاران‌ برشمرده‌ شده‌است‌. برخي‌ از مسائل‌ مورد تاكيد در اين‌ بندها بدين‌ قرار است‌:
* توجه‌ روزنامه‌نگاران‌ به‌ واقعيت‌هاي‌ عيني‌ و ارائه‌ اخبار و اطلاعات‌ صحيح‌ و دقيق‌ ومقاله‌ها و تفسيرهاي‌ منطقي‌ و منصفانه‌،
* توجه‌ به‌ خبر به‌ منزله‌ يك‌ خدمت‌ اجتماعي‌ و نه‌ يك‌ كالاي‌ بازرگاني‌،
* توجه‌ ويژه‌ روزنامه‌نگار به‌ صحت‌ عمل‌ حرفه‌اي‌ خويش‌،
* مذموم‌ و مطرود شمردن‌ سرقت‌ ادبي‌، مخدوش‌ ساختن‌ متن‌ها و سندها و حذف‌اطلاعات‌ اساسي‌،
* عدم‌ پذيرش‌ هر گونه‌ پاداش‌ مادي‌ و غيرقانوني‌ و نامشروع‌،
* درنياميختن‌ روزنامه‌نگاري‌ با شغل‌ آگهي‌ بازرگاني‌ يا شغل‌ تبليغ‌ سياسي‌،
* خودداري‌ از قبول‌ هر گونه‌ فشار و تهديد براي‌ انتشار يا عدم‌ انتشار مطالب‌ يا تغييرمحتويات‌ آن‌ها،
* تصحيح‌ مطالب‌ نادرست‌ و احترام‌ به‌ حق‌ جواب‌ خوانندگان‌ و افراد ذينفع‌،
* احترام‌ به‌ استقلال‌ و حاكميت‌ ملي‌ و نظم‌ و امنيت‌ عمومي‌ و آسايش‌ و سلامت‌ جامعه‌،
* احترام‌ به‌ اصول‌ و معتقدات‌ مذهبي‌، آداب‌ و سنن‌ قومي‌ و ملي‌، مباني‌ اخلاق‌ حسنه‌ وعفت‌ عمومي‌ و پرهيز از هر گونه‌ گرايش‌ به‌ تبعيض‌ جنسي‌، نژادي‌ و قومي‌ و تحريك‌ به‌ جنگ‌تجاوزكارانه‌ و توسعه‌طلبانه‌،
* كوشش‌ در راه‌ حفظ صلح‌ و آرامش‌ بين‌المللي‌ و همزيستي‌ مسالمت‌آميز ملت‌ها،
* احترام‌ خاص‌ به‌ ارزش‌هاي‌ جهاني‌ بشريت‌، از جمله‌ اصول‌ دموكراسي‌، حقوق‌ بشر،توسعه‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ كشورها،
* احترام‌ به‌ حيثيت‌ شخصي‌ و زندگي‌ خصوصي‌ افراد، حمايت‌ خاص‌ از حقوق‌ كودكان‌ ونوجوانان‌ و جلب‌ كمك‌ به‌ سالمندان‌ و بيماران‌ و نيازمندان‌، و
* حفظ اسرار حرفه‌اي‌ و خودداري‌ از افشاي‌ منابع‌ اخباري‌ كه‌ به‌ صورت‌ محرمانه‌ به‌ دست‌مي‌آورد.
در14 بند بخش‌ دوم‌ اين‌ ميثاق‌ نيز از جمله‌ بر موضوع‌هاي‌ زير تاكيد شده‌ است‌:
* حق‌ دست‌يابي‌ آزادانه‌ به‌ تمام‌ منابع‌ خبري‌ و بررسي‌ها و تحقيق‌هاي‌ ضروري‌ درباره‌ تمام‌رويدادهاي‌ زندگي‌ عمومي‌،
* پيروي‌ نكردن‌ از هر شيوه‌اي‌ كه‌ با خط مشي‌ محل‌ كار روزنامه‌نگار مغايرت‌ داشته‌ باشد،
* ممنوعيت‌ اعمال‌ هر گونه‌ فشار حرفه‌اي‌ و سياسي‌ عليه‌ روزنامه‌نگاران‌،
* حق‌ روزنامه‌نگار در توسل‌ به‌ اصل‌ “قيد وجداني‌” در استعفا و دريافت‌ غرامت‌ به‌ هنگام‌تعطيل‌، فروش‌ يا تغيير خط مشي‌ نشريه‌، در صورتي‌ كه‌ به‌ شرافت‌ حرفه‌اي‌ يا حيثيت‌ اجتماعي‌او لطمه‌ وارد آيد،
* آگاهي‌ از هر گونه‌ تصميم‌ مهمي‌ كه‌ زندگي‌ موسسه‌ مطبوعاتي‌ را تحت‌ تاثير قرار دهد،
* مشاركت‌ روزنامه‌نگاران‌ در مالكيت‌ و مديريت‌ موسسات‌ مطبوعاتي‌ و انتخاب‌ مسئولان‌و مديران‌ تحريريه‌،
* حق‌ استفاده‌ از پيمان‌هاي‌ دسته‌جمعي‌ كار، حق‌ برخورداري‌ از قرارداد شخصي‌ و دريافت‌دستمزد مناسب‌ و منطبق‌ با نقش‌ اجتماعي‌ خود،
* آزادي‌ تاسيس‌ انجمن‌ها و اتحاديه‌هاي‌ حرفه‌اي‌،
* تشكيل‌ نهاد مستقل‌ نظارت‌ بر صدور كارت‌ هويت‌ حرفه‌اي‌ روزنامه‌نگاران‌ و تعيين‌مراتب‌ و مقام‌ تحريري‌ آنان‌،
* ايجاد “شوراي‌ عالي‌ مطبوعات‌” براي‌ نظارت‌ بر اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌،
* كمك‌ موسسات‌ مطبوعاتي‌ به‌ آموزش‌ تخصصي‌ روزنامه‌نگاران‌،
* حمايت‌ از حقوق‌ آفرينندگي‌ روزنامه‌نگاران‌،
* ارج‌ نهادن‌ به‌ مشاركت‌ زنان‌ در كار حرفه‌اي‌ روزنامه‌نگاران‌، و
* حمايت‌ حقوقي‌ از امنيت‌ و آسايش‌ شغلي‌ روزنامه‌نگاران‌ و جلوگيري‌ از تهديد جسمي‌ وجاني‌ آنان‌ (همان‌: 944 ـ 948).
واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ هيچ‌ حرفه‌اي‌ به‌ اندازه‌ روزنامه‌نگاري‌ هر روز زير ذره‌بين‌ ميليون‌ها نفرخواننده‌ قرار ندارد. روزنامه‌نگاران‌ را مردم‌ انتخاب‌ نمي‌كنند كه‌ آنان‌ را مورد پرسش‌ قرار دهند.دولت‌ها نيز براي‌ فعاليت‌هاي‌ آنان‌، مانند حرفه‌هاي‌ ديگر، پروانه‌ كار صادر نمي‌كنند ونمي‌توانند آنان‌ را مورد مواخذه‌ قرار دهند. هر كس‌ كه‌ بتواند بنويسد روزنامه‌نگار است‌ و تازماني‌ كه‌ خود را روزنامه‌نگار بداند در آن‌ حرفه‌ باقي‌ مي‌ماند.

شيوه‌هاي‌ روزنامه‌نگاري
در نيم‌ قرن‌ گذشته‌، حداقل‌ چهار شيوه‌ روزنامه‌نگاري‌ مورد توجه‌ روزنامه‌نگاران‌ وپژوهشگران‌ قرار گرفته‌ است‌، كه‌ به‌ اختصار به‌ آنان‌ اشاره‌ مي‌شود:

الف‌ ـ روزنامه‌نگاري‌ عيني‌
روزنامه‌ نگاري‌ عيني‌ (objective journalism) را با نگرشي‌ كه‌ در قرن‌ نوزدهم‌ نسبت‌ به‌مفهوم‌ “آزادي‌ بيان‌” مورد نظر بود، مرتبط مي‌دانند و خبرگزاري‌ها را پيشگامان‌ روزنامه‌نگاري‌عيني‌ مي‌شناسند. در آن‌ زمان‌ خبرگزاري‌ها دريافتند كه‌ ارائه‌ مطالب‌، بدون‌ گرايش‌ خاص‌ واظهار نظرهاي‌ شخصي‌، نه‌ تنها از نظر مخابراتي‌ ارزان‌تر تمام‌ مي‌شود، بلكه‌ تعداد بيش‌تري‌ ازمخاطبان‌ را نيز مي‌تواند تحت‌ پوشش‌ قرار دهد (بديعي‌ و قندي‌، 422).
در روزنامه‌نگاري‌ عيني‌، بر ضرورت‌ جدايي‌ بين‌ روزنامه‌نگار و واقعه‌ يا موضوع‌
مورد گزارش‌، تاكيد مي‌شود. تاثير ندادن‌ احساسات‌، پيش‌داوري‌ها، تمايلات‌،
علاقه‌هاي‌ شخصي‌ و گروهي‌ و رعايت‌ بي‌طرفي‌ در كسب‌، نگارش‌ و انتشار خبرها از
اصول‌ روزنامه‌نگاري‌ عيني‌ است‌. حقيقت‌جويي‌ و صحت‌گرايي‌، استقلال‌ حرفه‌اي‌ و
همچنين‌ احترام‌ به‌ حيثيت‌ فردي‌ و نيز احساس‌ مسئوليت‌ در برابر مصالح‌ عمومي‌
از جمله‌ مهم‌ترين‌ اصول‌ حرفه‌اي‌ روزنامه‌نگاري‌ شناخته‌ مي‌شود (معتمدنژاد، 1368:438ـ527).

ب‌ ـ روزنامه‌نگاري‌ تشريحي
روزنامه‌نگاري‌ تشريحي‌ (interpretative journalism) زماني‌ تولد يافت‌ كه‌روزنامه‌نگاري‌ عيني‌ قادر نبود موضوعات‌، مسائل‌ و مشكلات‌ مهم‌ جامعه‌ را تبيين‌ كند.گزارش‌اين‌ كه‌ مسئولان‌ مملكت‌ چه‌ گفتند يا مجلس‌ چه‌ تصويب‌ كرد، در بسياري‌ از موارد نه‌تنها كافي‌ نبود، بلكه‌ منحرف‌ كننده‌ نيز بود. ارائه‌ حقايق‌ متفرق‌ نمي‌توانست‌ ماهيت‌ واقعيت‌هارا به‌ خوبي‌ نشان‌ دهد.
كورتيس‌ مك‌دوگال‌ (Curtis McDougall) استاد روزنامه‌نگاري‌ و يكي‌ از طرفداران‌ اين‌شيوه‌ گزارشگري‌ مي‌گويد كه‌ روزنامه‌نگاري‌ سنتي‌، حتي‌ در زماني‌ كه‌ مي‌كوشد “عيني‌” باشد،در آن‌ مقداري‌ “تشريح‌” نهفته‌ است‌. مك‌ دوگال‌ معتقد است‌ كه‌ در روزنامه‌نگاري‌ تشريحي‌،روزنامه‌نگار بايد از “سطح‌” به‌ “درون‌” برود و عمق‌ مسائل‌ و رويدادها را بكاود. در اين‌ شيوه‌روزنامه‌نگاري‌، روزنامه‌نگار خواننده‌ را به‌ “پشت‌ صحنه‌ رويداد” مي‌برد و رويداد را به‌چارچوب‌ ذهني‌ و تجربيات‌ او مرتبط مي‌سازد (McDougall: 15).

ج‌ ـ روزنامه‌نگاري‌ تحقيقي‌
روزنامه‌نگاري‌ تحقيقي‌ (investigative journalism) كه‌ در گذشته‌ به‌ “افشاگري‌افتضاحات‌” (muckracking) موسوم‌ بود، از اوايل‌ دهه‌ 1970 ميلادي‌ مورد توجه‌ بيش‌تر قرارگرفت‌. در اين‌ شيوه‌، روزنامه‌نگار به‌ كندوكاو مسائل‌ سياسي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ مي‌پردازد وماهيت‌ نهان‌ آن‌ها را فاش‌ مي‌سازد. گزارشگري‌ در اين‌ شيوه‌ روزنامه‌نگاري‌، معمولا محدود به‌اعمال‌ سوء دولتمردان‌ نيست‌، بلكه‌ عملكرد نهادها، موسسه‌ها، شركت‌ها و سازمان‌هاي‌مختلفي‌ كه‌ در جامعه‌ فعاليت‌ مي‌كنند نيز مورد تحقيق‌ و بررسي‌ قرار مي‌گيرد (Charnely,337).

د ـ روزنامه‌نگاري‌ توسعه
زمان‌ پيدايي‌ مفهوم‌ روزنامه‌نگاري‌ توسعه‌ (development journalism) دقيقا روشن‌نيست‌ ولي‌ مي‌توان‌ ريشه‌هاي‌ آن‌ را مرتبط با برنامه‌هاي‌ توسعه‌ در فيليپين‌ در اواسط دهه‌ 1960دانست‌ (Stevenson, 143).
يكي‌ از حاميان‌ روزنامه‌نگاري‌ توسعه‌، ناريندر آگاروالا، روزنامه‌نگار هندي‌ و مسئول‌پيشين‌ بخش‌ ارتباطات‌ در “برنامه‌ توسعه‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در آسيا و اقيانوسيه‌” است‌.آگاروالا، همانند ديگر پژوهشگران‌ ارتباطات‌، معتقد است‌ كه‌ خبرنگاران‌ غربي‌ معمولا تمايل‌به‌ گزارش‌ اخبار هيجان‌انگيز (sensational) و عجيب‌ و استثنايي‌ (oddity) دارند و خبرهاي‌مربوط به‌ توسعه‌ و پيشرفت‌هاي‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ را ناديده‌ مي‌گيرند
(Aggarwala, 180).
آگاروالا معتقد است‌ كه‌ روزنامه‌نگاري‌ كه‌ در بخش‌ (سرويس‌) توسعه‌ روزنامه‌ فعاليت‌مي‌كند بايد به‌ صورت‌ انتقادي‌، مناسبت‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ را از جنبه‌ نيازهاي‌ محلي‌ و ملي‌مورد ارزيابي‌ قرار دهد. به‌ عبارت‌ ديگر، روزنامه‌نگار بايد به‌ روزنامه‌نگاري‌ تحقيقي‌ بپردازد(Ibid, 182).
دكتر معتمدنژاد معتقد است‌ كه‌ سوء استفاده‌ از شيوه‌ “روزنامه‌نگاري‌ براي‌ توسعه‌” دربسياري‌ از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ يك‌ نوع‌ “روزنامه‌نگاري‌ دولتي‌” كه‌تنها به‌ انتشار خبرها و گزارش‌هاي‌ “مثبت‌” و “خوب‌” توجه‌ دارد، رواج‌ پيدا كند. در چنين‌شرايطي‌، روحيه‌ انتقادگري‌ كه‌ اساس‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ است‌، از ميان‌ مي‌رود وروزنامه‌نگاران‌ در كنار دستگاه‌ تبليغات‌ دولتي‌، به‌ جاي‌ خدمت‌ به‌ توسعه‌ و پيشرفت‌ جوامع‌خود به‌ سازشگري‌ و كمك‌ به‌ حفظ قدرت‌هاي‌ خودكامه‌ كشيده‌ مي‌شود (معتمدنژاد، 1368:519).

خلاصه
در اين‌ بخش‌ كوشش‌ شد شرايط اجتماعي‌، سياسي‌، فرهنگي‌ و اقتصادي‌ جوامع‌ با توجه‌ به‌نظام‌ مطبوعاتي‌ آنان‌ تشريح‌ شود. معيارها و اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ نيز تبيين‌ وشيوه‌ها و راه‌هاي‌ گزارشگري‌ نيز توصيف‌ گردد.
آموزش‌ كلاسيك‌ روزنامه‌نگاري‌ در دانشگاههاي‌ دنيا به‌ آموختن‌ اصول‌ و تكنيك‌هاي‌نگارش‌ خبر، گزارش‌، مصاحبه‌ و غيره‌ محدود نمي‌شود. شناخت‌ بستري‌ كه‌ روزنامه‌نگار در آن‌فعاليت‌ مي‌كند، با توجه‌ به‌ محدوديت‌هاي‌ قانوني‌، اصول‌ و اخلاق‌ حرفه‌اي‌، در بسياري‌ ازموارد، مهم‌تر از ياد گرفتن‌ اصول‌ و تكنيك‌هاي‌ روزنامه‌نگاري‌ است‌. پرسشي‌ كه‌ مطرح‌ است‌اين‌ است‌ كه‌ كساني‌ كه‌ در حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ در ايران‌ قلم‌ به‌ دست‌ مي‌گيرند، تا چه‌ اندازه‌نسبت‌ به‌ اين‌ امور آگاهي‌ دارند؟، حد و مرز فعاليت‌هاي‌ خود را تا چه‌ اندازه‌ مي‌دانند؟
پرسش‌هايي‌ كه‌ بر مبناي‌ مطالب‌ اين‌ بخش‌ تهيه‌ شده‌ است‌، مي‌تواند زمينه‌ را براي‌ شناخت‌روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌ فراهم‌ سازد.

روش‌ تحقيق
براي‌ انجام‌ دادن‌ اين‌ تحقيق‌ كه‌ هدف‌ آن‌ نيل‌ به‌ الگوي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌ است‌،از روش‌ Q استفاده‌ شد.
روش‌ Q كه‌ به‌ وسيله‌ ويليام‌ استفنسون‌ (1902 ـ 1989) در سال‌ 1953 ابداع‌ شده‌، شيوه‌مناسبي‌ براي‌ تدوين‌ نظريه‌ است‌ (Stephenson, 1-5). در اين‌ روش‌، گويه‌ها يا مضامين‌ موردبررسي‌ (مضمون‌، عبارت‌، جمله‌، عكس‌، خبر،...) با كمك‌ پاسخگوياني‌ كه‌ داراي‌ ويژگي‌هاي‌مشترك‌ باشند، با استفاده‌ از مقياس‌ ليكرت‌ (Likert) و تحليل‌ عاملي‌ (factor analysis) موردبررسي‌ و ارزشيابي‌ قرار مي‌گيرند (Kerlinger, 582-600). براي‌ اجراي‌ تحقيق‌ حاضر، مراحل‌زير انجام‌ گرفت‌:

مرحله‌ اول‌ ـ انتخاب‌ گويه‌هاي‌ تحقيق
با مطالعه‌ مباني‌ نظري‌، تعداد 68 گويه‌ انتخاب‌ شد. اين‌ گويه‌ها به‌ صورت‌ پرسشنامه‌ همراه‌با مقياس‌ ليكرت‌ با پيوستار هفت‌ درجه‌اي‌ براي‌ هر گويه‌ در اختيار پاسخگويان‌ قرار گرفت‌ و ازآنان‌ خواسته‌ شد كه‌ نظر خود را از كاملا موافق‌ (7) تا كاملا مخالف‌ (1) ابراز دارند. در پايان‌پرسشنامه‌، اطلاعاتي‌ درباره‌ سن‌، جنس‌، تحصيلات‌، سابقه‌ كار در حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ و سابقه‌تدريس‌ در دانشگاه‌ نيز پرسيده‌ شد.**

مرحله‌ دوم‌ ـ انتخاب‌ پاسخگويان
فرض‌ اين‌ پژوهش‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اين‌ گويه‌ها، كه‌ بر اساس‌ مباني‌ نظري‌، شامل‌ نظريه‌هاي‌مطبوعات‌، معيارها و اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ و شيوه‌هاي‌ روزنامه‌نگاري‌، تدوين‌شده‌اند، معرف‌ جامعه‌ آماري‌ ديدگاه‌ها و نظرها هستند و مي‌توانند روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ را درايران‌ تبيين‌ كنند.
در اين‌ تحقيق‌، بيست‌ نفر از بين‌ روزنامه‌نگاران‌ با سابقه‌ بيش‌ از پنج‌ سال‌ و پانزده‌ نفر ازاستادان‌ دانشگاه‌ در رشته‌هاي‌ علوم‌ ارتباطات‌ (روزنامه‌نگاري‌ و روابط عمومي‌)،جامعه‌شناسي‌، حقوق‌، علوم‌ سياسي‌، زبان‌شناسي‌ و مديريت‌ انتخاب‌ شدند.***

مرحله‌ سوم‌ ـ ارزشيابي‌ گويه‌هاي‌ تحقيق
از آن‌جا كه‌ در اين‌ تحقيق‌ از برنامه‌ كامپيوتري‌ QUANL كه‌ براي‌ روش‌ Q توسط نورمن‌ ون‌توبرگن‌ (Norman van Tubergen)، استاد دانشگاه‌ آيوا امريكا، تدوين‌ شده‌، استفاده‌ گرديده‌،پرسش‌ها (گويه‌هاي‌ تحقيق‌) به‌ صورت‌ پرسشنامه‌ تدوين‌ شد و در اختيار پاسخگويان‌ قرارگرفت‌. برنامه‌ كوانل‌ امكان‌ توزيع‌ نرمال‌ گويه‌هاي‌ تحقيق‌ را روي‌ مقياس‌ ليكرت‌ فراهم‌ مي‌سازد(Van Tubergen, 1975).

مرحله‌ چهارم‌ ـ گويه‌هاي‌ مورد توافق‌
بنا به‌ تعريف‌، گويه‌هاي‌ مورد توافق‌ (consensus items) گويه‌هايي‌ هستند كه‌ اختلاف‌ بين ‌ميانگين‌ گونه‌هاي‌ (types) پاسخگويان‌، در منحني‌ نرمال‌، در حد بين‌ 1+ و 1- نمره‌ استاندارداز ميانگين‌ (صفر) قرار دارند.

مرحله‌ پنجم‌ ـ گويه‌هاي‌ مورد اختلاف‌
در روش‌ Q، گويه‌هاي‌ مورد اختلاف‌، گويه‌هايي‌ هستند كه‌ اختلاف‌ بين‌ ميانگين‌ گونه‌هاي‌پاسخگويان‌ بيش‌تر از 1+ يا 1- نمره‌ استاندارد باشد.

پرسش‌ اصلي‌ تحقيق‌
اين‌ تحقيق‌ به‌ منظور پيشنهاد يك‌ الگوي‌ نظري‌ درباره‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌
در ايران‌ از ديدگاه‌ استادان‌ دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌ صورت‌ گرفت‌. پرسش‌ اصلي‌ تحقيق‌
اين‌ است‌:
“معيارهاي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌، از ديدگاه‌ استادان‌ دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌چيست‌؟”

بررسي‌ يافته‌هاي‌ تحقيق‌
پس‌ از تهيه‌ پرسشنامه‌ تحقيق‌، از استادان‌ دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌ خواسته‌ شد تا نظر خودرا در مورد هر يك‌ از 68 گويه‌ تحقيق‌ روي‌ مقياس‌ ليكرت‌ با پيوستار هفت‌ درجه‌اي‌ از 7 “كاملا موافق‌” تا 1 “كاملا مخالف‌” ابراز دارند. پرسشنامه‌ تحقيق‌ در ماههاي‌ آذر و دي‌ 1380 بين‌ آنان‌ توزيع‌ شد. جدول‌هاي‌ شماره‌ 1 و 2 تمام‌ 68 گويه‌ تحقيق‌ را نشان‌ مي‌دهد.
مضامين‌ گويه‌ها، متغيرهاي‌ مستقل‌، و ميزان‌ موافقت‌ و مخالفت‌ پاسخگويان‌ با مضامين‌گويه‌ها، متغيرهاي‌ وابسته‌ اين‌ تحقيق‌ هستند.

ديدگاه‌هاي‌ استادان‌ و روزنامه‌نگاران‌ درباره‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌
پس‌ از جمع‌آوري‌ داده‌ها و با استفاده‌ از برنامه‌ كامپيوتري‌ QUANL، ابتدا ضريب‌ همبستگي‌ پيرسون‌ بين‌ تمام‌ پاسخگويان‌ (استادان‌ دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌) محاسبه‌شد و به‌ دنبال‌ آن‌ تحليل‌ عاملي‌ (factor analysis) انجام‌ گرفت‌.**** تحليل‌ عاملي‌ روشي‌ است‌كه‌ با استفاده‌ از آن‌ مي‌توان‌ پاسخگوياني‌ را كه‌ ديدگاه‌هاي‌ مشابهي‌ با يكديگر دارند، در گونه‌هاي ‌جداگانه‌ قرار داد (Rummel, 1970).
انتخاب‌ دو گونه‌ پاسخگو بر اين‌ مبنا صورت‌ گرفت‌ كه‌ پاسخگويان‌ را مي‌توان‌ دو گروه‌فرض‌ كرد كه‌ بخشي‌ از ديدگاه‌هاي‌ آنان‌ از يكديگر متمايز است‌.

الف‌ ـ گويه‌هاي‌ مورد موافق‌ دو گونه‌ پاسخگو
براي‌ هر گونه‌ پاسخگو، نمرات‌ استاندارد (Z) محاسبه‌ شد. جدول‌ شماره‌ 1 ميانگين‌ نمرات‌استاندارد دو گونه‌ پاسخگو را بر اساس‌ موافقت‌ بيش‌تر تا كم‌تر با گويه‌ها نشان‌ مي‌دهد. تفاوت ‌نمرات‌ استاندارد نمرات‌ استاندارد ۶۶ گويه‌ در حد 1- تا 1 + نمره‌ استاندارد در منحني‌ نرمال‌ قرار داشتند.
تمام‌ پاسخگويان‌ (استادان‌ و روزنامه‌نگاران‌) تنها در مورد دو گويه‌ اختلاف‌ نظر داشتند كه‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد. در اين‌ جدول‌، هر چه‌ از ميزان‌ نمرات‌ Z كاسته‌ مي‌شود، در پيوستارمقياس‌ ليكرت‌ از سمت‌ موافق‌ به‌ سمت‌ مخالف‌ پيش‌ مي‌رويم‌. گويه‌هاي‌ منفي‌، بسته‌ به‌ ميزان‌ مقادير نمرات‌ Z، مخالفت‌ هر دو گونه‌ پاسخگو را نسبت‌ به‌ مضمون‌ گويه‌ها نشان‌مي‌دهد.
در اين‌ قسمت‌، در ابتدا گويه‌هاي‌ مورد توافق‌ استادان‌ و روزنامه‌نگاران‌ را مورد بررسي‌ قرارمي‌دهيم‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، گويه‌هاي‌ مورد اختلاف‌ را مقايسه‌ مي‌كنيم‌.
گويه‌ شماره‌ 1 كه‌ بين‌ 68 گويه‌ رتبه‌ اول‌ را به‌ دست‌ آورده‌ است‌، از استقلال‌ حرفه‌روزنامه‌نگاري‌ و امنيت‌ شغلي‌ روزنامه‌نگاران‌ سخن‌ مي‌گويد.

1ـ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ از استقلال‌ حرفه‌اي‌ و امنيت‌ شغلي‌برخوردار باشد.37/1 = Z


تامين‌ استقلال‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌، بدون‌ تدوين‌ و تصويب‌ مقررات‌ حقوقي‌ بنيادي‌ اين‌ حرفه‌ (قانون‌ خاص‌ استقلال‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ و پيمان‌ دسته‌جمعي‌ كار روزنامه‌نگاران‌)،”مقررات‌ تاسيس‌ شوراي‌ مطبوعات‌” (براي‌ حراست‌ از آزادي‌ و استقلال‌ روزنامه‌نگاري‌ و اجراي‌ اصول‌ اخلاقي‌ حرفه‌اي‌)، و “مقررات‌ مشاركت‌ و مديريت‌ مطبوعات‌ و ساير وسايل‌ ارتباط جمعي‌”، “مقررات‌ حمايت‌ از مالكيت‌ معنوي‌ آفرينش‌هاي‌روزنامه‌نگاران‌” و توجه‌ به‌ اجراي‌ “مقررات‌ بين‌المللي‌ حمايت‌ از روزنامه‌نگاران‌، امكان‌پذير نيست‌.










گويه‌ شماره‌ 5 رتبه‌ دوم‌ را در بين‌ گويه‌ها داراست‌. اين‌ گويه‌ اشاره‌ به‌ رعايت‌ اصول‌ اخلاق‌حرفه‌اي‌ روزنامه‌نگاري‌ دارد.

5ـ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌اي‌ را رعايت‌ كند.
21/1 = Z


همان‌ طور كه‌ پيش‌تر اشاره‌ شد، در اوايل‌ سده‌ بيستم‌، كشورهاي‌ اروپايي‌ ضرورت‌ تدوين‌اصول‌ و مقررات‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ را مورد تاكيد قرار دادند. در حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌،برخلاف‌ حرفه‌هاي‌ ديگر، اصول‌ و مقررات‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ مدون‌ و مشخص‌نيست‌.
در “ميثاق‌ اخلاق‌ حرفه‌اي‌ روزنامه‌نگاران‌” كه‌ توسط دكتر معتمدنژاد به‌ عنوان‌ يك‌پيش‌نويس‌ پيشنهاد شد، ضمن‌ توجه‌ به‌ حق‌ آزادي‌ بيان‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از حقوق‌ بنيادين‌ انساني‌،رسالت‌ اجتماعي‌ روزنامه‌نگاران‌ در آگاهي‌ به‌ وقايع‌ و مسائل‌ زندگي‌ عمومي‌، انعكاس‌ برخوردعقلايي‌ انديشه‌ها و شناخت‌ همگاني‌ و تشريح‌ و تفسير و انتقاد آن‌ها، و نيز محدوديت‌هايي‌ كه‌خود روزنامه‌نگاران‌ بايد هنگام‌ دست‌يابي‌ به‌ اخبار و اطلاعات‌ و انتقال‌ و انتشارشان‌ ملزم‌ به‌رعايت‌ آن‌ها باشند، مورد تاكيد قرار گرفته‌ است‌.
گويه‌ شماره‌ 15 رتبه‌ سوم‌ را در بين‌ گويه‌ها داراست‌. اين‌ گويه‌ اشاره‌ به‌ صحبت‌ و درستي‌انتشار اخبار يا ساير مطالب‌ مطبوعات‌ دارد.

15ـ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ در انتشار اخبار يا ساير مطالب‌صداقت‌ و درستي‌ را اساس‌ كار خود قرار دهد.20/1 = Z


يكي‌ از مسئوليت‌هاي‌ مهم‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ جلوگيري‌ از انتشار مطالب‌ كذب‌ ونادرست‌ به‌ مخاطبان‌ است‌. اطمينان‌ از درستي‌ مطالب‌ از ضروريات‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ است‌.انتشار مطالب‌ نادرست‌ باعث‌ سلب‌ اعتماد مردم‌ از روزنامه‌، مجله‌ يا هر وسيله‌ ارتباطي‌ ديگرمي‌شود و آنان‌ را به‌ سوي‌ ساير منابع‌ خبري‌ هدايت‌ مي‌كند. در روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌، تاكيد براين‌ است‌ كه‌ هيچگاه‌ نبايد “درستي‌ خبر” را “فداي‌ سرعت‌” انتشار آن‌ كرد.
گويه‌ شماره‌ 58 رتبه‌ چهارم‌ را در بين‌ گويه‌ها داراست‌. اين‌ گويه‌ به‌ نقش‌ مطبوعات‌ درتوسعه‌ دموكراسي‌ يا مردم‌سالاري‌ اشاره‌ دارد.


58ـ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ توسعه‌ دموكراسي‌ يعني‌حكومت‌ مردم‌ بر مردم‌ كمك‌ كند.12/1 = Z



روزنامه‌نگاري‌، چه‌ در غرب‌ و چه‌ در كشور ما در دامان‌ استبداد متولد شد، زماني‌ كه‌حكومت‌ مردم‌ بر مردم‌ مفهومي‌ نداشت‌. حاكمان‌ بر مردم‌ حكومت‌ مي‌كردند و برنامه‌ها و خطمشي‌هاي‌ جامعه‌ به‌ دست‌ آنان‌ تدوين‌ مي‌شد.
همان‌طور كه‌ پيش‌تر اشاره‌ شد، نظريه‌ آزادگرا در عصر روشنگري‌ رشد كرد، ولي‌ اين‌ رشد به‌موازات‌ توسعه‌ دموكراسي‌ صورت‌ نگرفت‌. در يك‌ حكومت‌ ديكتاتوري‌، دليلي‌ براي‌ حمايت‌از آزادي‌ بيان‌ و مطبوعات‌ احساس‌ نمي‌شود. اصولا چرا يك‌ حكومت‌ اقتدارگرا بايد بخواهد كه‌مردم‌ از حقيقت‌ آگاه‌ شوند؟ مگر در حكومت‌ اقتدارگرا، مردم‌ حكومت‌ مي‌كنند؟ در حكومت‌دموكراسي‌، مردم‌ حكومت‌ مي‌كنند و براي‌ تصميم‌گيري‌ نياز به‌ داشتن‌ اطلاعات‌ لازم‌ و كافي‌دارند و مطبوعات‌ مي‌توانند نقش‌ ارزنده‌اي‌ در اين‌ خصوص‌ ايفا كنند.
گويه‌ شماره‌ 65 رتبه‌ پنجم‌ را در بين‌ گويه‌ها داراست‌. اين‌ گويه‌ اشاره‌ به‌ نقش‌ اطلاع‌رساني‌صحيح‌ و به‌ موقع‌ مطبوعات‌ براي‌ جلوگيري‌ از شايعه‌پراكني‌ دارد.

65ـ
روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ با انتشار به‌ موقع‌ اخبار ورويدادهاي‌ مهم‌ جامعه‌، از شايعه‌پراكني‌ جلوگيري‌ كند.10/1 = Z


بنابراين‌، در بين‌ پنج‌ گويه‌اي‌ كه‌ در بالاترين‌ درجه‌ توافق‌ بين‌ تمام‌ پاسخگويان‌ (استادان‌ وروزنامه‌نگاران‌) قرار گرفته‌اند، موضوعات‌ استقلال‌ حرفه‌اي‌ و امنيت‌ شغلي‌ روزنامه‌نگاران‌،رعايت‌ اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌اي‌، صداقت‌ و درستي‌ در انتشار اخبار، كمك‌ به‌ توسعه‌ دموكراسي‌ وانتشار به‌ موقع‌ اخبار و رويدادهاي‌ مهم‌ كشور از عوامل‌ مهم‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌برشمرده‌ شده‌ است‌.
گويه‌هاي‌ مورد توافق‌ اكثر پاسخگويان‌ بر موضوع‌هاي‌ انتقاد از ضعف‌ها و نارسايي‌ها،روشنگري‌ درباره‌ مسائل‌ اساسي‌ جامعه‌، ضمانت‌ آزادي‌ بيان‌ و مطبوعات‌، روشن‌سازي‌ افكارعمومي‌ و بالا بردن‌ سطح‌ معلومات‌ و دانش‌ مردم‌، دفاع‌ از آزادي‌هاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌، حقوق‌مدني‌ افراد جامعه‌، دارا بودن‌ تشكل‌هاي‌ حرفه‌اي‌ و صنفي‌، مبارزه‌ با اعمال‌ نظر و جوسازي‌ ازطرف‌ مقامات‌ دولتي‌ و غيردولتي‌ براي‌ چاپ‌ مطلب‌ در روزنامه‌ و نداشتن‌ محدوديت‌ درجمع‌آوري‌ اخبار، و ايجاد محيطي‌ براي‌ برخورد افكار عمومي‌، تاكيد دارد. پاسخگويان‌همچنين‌ معتقدند كه‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ روحيه‌ همكاري‌ را در برنامه‌هاي‌توسعه‌ ملي‌ افزايش‌ دهد و روزنامه‌نگاران‌ از آموزش‌ و بازآموزي‌ تخصصي‌ در مراكز آموزش‌عالي‌ برخوردار باشند.
اگر آرايه‌ گويه‌هاي‌ مورد توافق‌ را از انتها يا گويه‌هايي‌ كه‌ تمام‌ پاسخگويان‌ با آنان‌ مخالفت‌داشته‌اند نگاه‌ كنيم‌، گويه‌ شماره‌ 8 بيش‌ترين‌ ميزان‌ مخالفت‌ را در بين‌ پاسخگويان‌ دارا بوده‌است‌.

8ـ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ سخنگوي‌ دولت‌ حاكم‌ باشد. 8/1 - = Z


استادان‌ و روزنامه‌نگاران‌ با گويه‌اي‌ كه‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ را آن‌ شيوه‌ روزنامه‌نگاري‌مي‌داند كه‌ سخنگوي‌ دولت‌ حاكم‌ باشد، بيش‌ترين‌ مخالفت‌ را ابراز داشتند. اعتقاد آنان‌ بر اين‌است‌ كه‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ نبايد سخنگوي‌ دولت‌ يا حكومت‌ حاكم‌ باشد.
گويه‌هاي‌ شماره‌ 48، 63 و 56 هر يك‌ اشاره‌ به‌ دخالت‌هاي‌ دولت‌ دارد. گويه‌ شماره‌ 48 كه‌روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ را آن‌ نوع‌ روزنامه‌نگاري‌ مي‌داند كه‌ فقط ناقل‌ اخبار و اطلاعيه‌هاي‌ دفاترروابط عمومي‌ ادارات‌ و موسسات‌ دولتي‌ باشد، بعد از گويه‌ شماره‌ 8 بيش‌ترين‌ مخالف‌ راداشته‌ است‌. همچنين‌ گويه‌ شماره‌ 63 كه‌ اشاره‌ به‌ دخالت‌ حكومت‌ در محتواي‌ مطالب‌ قبل‌ ازچاپ‌ دارد، در مرتبه‌ سوم‌ مخالفت‌ در بين‌ گويه‌هاي‌ تحقيق‌ قرار دارد. پاسخگويان‌ بر اين‌ باورندكه‌ حق‌ كنترل‌ و دخالت‌ دولت‌ در محتواي‌ مطالب‌ قبل‌ از چاپ‌ مردود است‌، هر چند كه‌ با توجه‌به‌ تعدد و تكثر نشريه‌، امكان‌ اين‌ كار در حال‌ حاضر به‌ دشواري‌ ممكن‌ است‌. افزون‌ اين‌ كه‌پاسخگويان‌ معتقدند روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ نبايد ابزار سياسي‌ دولتمردان‌ باشند و فرهنگ‌ آنان‌را گسترش‌ دهند.
با ملاحظه‌ دقيق‌ جدول‌ شماره‌ 1 مي‌توان‌ وضعيت‌ ساير گويه‌هاي‌ تحقيق‌ را در ارزشيابي‌استادان‌ دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌ مورد توجه‌ قرار داد.

ب‌ ـ گويه‌هاي‌ مورد اختلاف‌ پاسخگويان
گويه‌هاي‌ مورد اختلاف‌ استادان‌ دانشگاه‌ و روزنامه‌نگاران‌ در جدول‌ شماره‌ 2 نشان‌ داده‌شده‌ است‌.
در بين‌ 68 گويه‌ تحقيق‌، دو گويه‌ شماره‌ 35 و 25 مورد اختلاف‌ پاسخگويان‌ بوده‌ است‌.گويه‌ شماره‌ 35 كه‌ اشاره‌ به‌ نحوه‌ رسيدگي‌ به‌ جرايم‌ مطبوعاتي‌ دارد، چنين‌ مي‌گويد:

35ـ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ جرايم‌ مطبوعاتي‌ احتمالي‌همكاران‌ آن‌، مانند جرايم‌ معمولي‌ در دادگاه‌هاي‌ عادي‌ رسيدگي‌ شود.




هر دو گونه‌ پاسخگو با اين‌ گويه‌ مخالفند ولي‌ پاسخگويان‌ گونه‌ دوم‌ مخالفت‌ بيش‌تري‌ ابرازداشته‌اند (591/1 - = Z). به‌ عبارت‌ ديگر، پاسخگويان‌ معتقدند كه‌ به‌ جرايم‌ مطبوعاتي‌ نبايدمانند جرايم‌ معمولي‌ در دادگاه‌هاي‌ عادي‌ رسيدگي‌ شود. ماده‌ 34 قانون‌ مطبوعات‌ ايران‌ در اين‌زمينه‌ مي‌گويد:
“ماده‌ 34ـ به‌ جرايم‌ ارتكابي‌ به‌ وسيله‌ مطبوعات‌ در دادگاه‌ صالحه‌ با حضور هيئت‌ منصفه‌رسيدگي‌ مي‌شود.”
گويه‌ ديگري‌ كه‌ پاسخگويان‌ با آن‌ مخالفند و پاسخگويان‌ گونه‌ اول‌ مخالفت‌ بيش‌تري‌ رااظهار داشته‌اند (285/1 - = Z)، اشاره‌ به‌ حمايت‌ مادي‌ و معنوي‌ منابع‌ خبري‌ از روزنامه‌نگاران‌دارد:

2
5ـ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ خبرنگاران‌ آن‌ مورد حمايت‌ مادي‌و معنوي‌ منابع‌ خبري‌ قرار داشته‌ باشند.


بدين‌ ترتيب‌، ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ استادان‌ و روزنامه‌نگاران‌ معتقدند از آن‌جا كه‌حمايت‌هاي‌ معنوي‌ و مادي‌ از روزنامه‌نگاران‌ مي‌تواند به‌ استقلال‌ حرفه‌اي‌ آنان‌ لطمه‌ واردسازد، نبايد مورد توجه‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌ باشد.

نتيجه‌گيري‌ تحقيق‌:
الگوي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌
همان‌طور كه‌ پيش‌تر اشاره‌ شد، يكي‌ از هدفهاي‌ اين‌ تحقيق‌ ارائه‌ الگويي‌ براي‌روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌ است‌. جمع‌آوري‌ نظرها، نظريه‌ها و ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ وتحليل‌ آن‌ها با استفاده‌ از روش‌ Q اين‌ امكان‌ را فراهم‌ مي‌سازد كه‌ پژوهشگر با استفاده‌ ازگويه‌هاي‌ تحقيق‌ به‌ تدوين‌ الگو يا نظريه‌ بپردازد.
با تشريح‌ نظريه‌ نظام‌هاي‌ مطبوعات‌، شرايط اجتماعي‌، سياسي‌، فرهنگي‌ و اقتصادي‌ حاكم‌بر فعاليت‌هاي‌ مطبوعاتي‌ برشمرده‌ شد. همچنين‌، اصول‌ و شيوه‌هاي‌ روزنامه‌نگاري‌ تشريح‌گرديد و به‌ دنبال‌ آن‌، معيارها و اصول‌ اخلاق‌ حرفه‌اي‌ مورد بحث‌ قرار گرفت‌. روزنامه‌نگاران‌ درشرايطي‌ مي‌توانند فعاليت‌ مطلوب‌ حرفه‌اي‌ داشته‌ باشند كه‌ شرايط و فضاي‌ مناسب‌ سياسي‌،فرهنگي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ براي‌ آنان‌ فراهم‌ باشد تا با استفاده‌ از تكنيك‌ها و اصول‌روزنامه‌نگاري‌ و آگاهي‌ از معيارها و اصول‌ اخلاقي‌، وظايف‌ و مسئوليت‌هاي‌ اجتماعي‌ خويش‌را در برابر جامعه‌ ايفا كنند.
بنابراين‌، الگوي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ را مي‌توان‌ از چهار جنبه‌ در نظر گرفت‌:
الف‌ ـ اصول‌ و معيارهاي‌ حرفه‌اي‌،
ب‌ ـ اصول‌ روزنامه‌نگاري‌،
ج‌ ـ مطبوعات‌ و حكومت‌،
د ـ مطبوعات‌ و جامعه‌.
همان‌طور كه‌ پيش‌تر نيز اشاره‌ شد، هر دو گونه‌ پاسخگو در خصوص‌ 66 گويه‌ از 68 گويه‌نظرات‌ متفاوتي‌ ابراز نداشتند و ضريب‌ همبستگي‌ بين‌ دو گونه‌ برابر 0/90 = r بوده‌ است‌.استادان‌ و روزنامه‌نگاران‌ تنها در مورد دو گويه‌ اختلاف‌ نظر داشتند كه‌ آن‌ هم‌ در خصوص‌ شدت‌ميزان‌ مخالفت‌ آنان‌ با اين‌ دو گويه‌ بوده‌ است‌. با اين‌ ملاحظات‌، براي‌ تدوين‌ الگوي‌روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ در ايران‌، اگر در آرايه‌ گويه‌ها بيست‌ رتبه‌ اول‌ و آخر را در نظر بگيريم‌ وآن‌ها را به‌ چهار زمينه‌ فوق‌ مرتبط كنيم‌، مي‌توانيم‌ الگويي‌ ترسيم‌ كنيم‌ كه‌ روابط بين‌ مضامين‌اين‌ گويه‌ها را براي‌ روزنامه‌نگاري‌ مطلوب‌ تبيين‌ كند. شكل‌ 1، الگوي‌ پيشنهادي‌ روزنامه‌نگاري‌مطلوب‌ را كه‌ تحت‌ تاثير شرايط سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ قرار دارد، نشان‌مي‌دهد.

الف‌ ـ اصول‌ و معيارهاي‌ حرفه‌اي‌
1) برخورداري‌ از استقلال‌ حرفه‌اي‌ و امنيت‌ شغلي‌، 2) رعايت‌ اخلاق‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌،3) داشتن‌ تشكل‌هاي‌ مستقل‌ حرفه‌اي‌، 4) ضرورت‌ آموزش‌هاي‌ تخصصي‌، 5) امكان‌ فعاليت‌مساوي‌ زنان‌ و مردان‌، 6) دارا بودن‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ در برابر خوانندگان‌، 7) داشتن‌ آزادي‌عمل‌ در مرحله‌ جمع‌آوري‌ اخبار، و 8) حفظ توازن‌ بين‌ سطح‌ آگهي‌ها و مطالب‌.

ب‌ ـ اصول‌ روزنامه‌نگاري‌
1) صداقت‌ و درستي‌ در انتشار اخبار و رويدادها، 2) توجه‌ به‌ صحت‌ مطالب‌ درگزارشگري‌، 3) توجه‌ به‌ تاثير گزارش‌ها بر مردم‌، 4) انتقاد سازنده‌ از نارسايي‌ها و كمبودها،
5) انتشار به‌ موقع‌ اخبار به‌ منظور جلوگيري‌ از شايعه‌پراكني‌، 6) رعايت‌ اصل‌ عينيت‌ وبي‌طرفي‌ در انتشار اخبار، 7) ارائه‌ تفسير و اظهارنظر به‌ منظور روشن‌ ساختن‌ رويدادها، و 8)جداسازي‌ و در نياميختن‌ خبر با تفسير و اظهار نظرهاي‌ شخصي‌.



ج‌ ـ مطبوعات‌ و حكومت‌
1) مبارزه‌ با اعمال‌ نظر مقامات‌ دولتي‌، 2) برخورداري‌ از تضمين‌ آزادي‌، 3) پرهيز ازسخنگوي‌ دولت‌ شدن‌، 4) مبارزه‌ با دخالت‌ مقامات‌ در محتواي‌ مطالب‌، 5) پرهيز از ابزارسياسي‌ شدن‌ توسط مقامات‌ حكومت‌، 6) پرهيز از دريافت‌ هر گونه‌ پاداش‌ مادي‌ و معنوي‌، 7)مبارزه‌ با رسيدگي‌ به‌ جرايم‌ مطبوعاتي‌ در دادگاه‌هاي‌ عادي‌، و 8) عدم‌ حمايت‌ از قدرت‌ سياسي‌حاكم‌.

د ـ مطبوعات‌ و جامعه‌
1) كوشش‌ در روشنگري‌ افكار عمومي‌، 2) كمك‌ به‌ توسعه‌ سياسي‌، 3) دفاع‌ از حقوق‌مدني‌ جامعه‌، 4) روشنگري‌ درباره‌ مسائل‌ جامعه‌، 5) فراهم‌ كردن‌ زمينه‌ برخورد افكار عمومي‌،6) كوشش‌ در افزايش‌ روحيه‌ همكاري‌ در مردم‌، 7) اهميت‌ به‌ مصالح‌ عمومي‌ جامعه‌، و 8)دفاع‌ از آزادي‌هاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ مردم‌.
* * *

روزنامه‌ نگاري‌ در ايران‌، همانند بسياري‌ از پديده‌ها، از غرب‌ اقتباس‌ شد. چاپ‌ و انتشاراولين‌ روزنامه‌ فارسي‌ در ايران‌ در 166 سال‌ قبل‌، (25 محرم‌ 1253 هجري‌ قمري‌ ـ 1837ميلادي‌) در زمان‌ سلطنت‌ محمدشاه‌ قاجار، توسط ميرزا صالح‌ شيرازي‌ در شرايطي‌ صورت‌گرفت‌ كه‌ حكومتي‌ استبدادي‌ بر كشور حاكم‌ بود. در طول‌ تاريخ‌ ايران‌، بر خلاف‌ روزنامه‌نگاران‌و مردم‌ كه‌ روزنامه‌ را تكيه‌گاهي‌ براي‌ ارائه‌ ديدگاه‌ها، نظرها و انتقادهاي‌ خود از حكومت‌مي‌دانستند، بسياري‌ از دولتمردان‌، روزنامه‌ را وسيله‌اي‌ براي‌ تبليغ‌ ديدگاه‌ها و توجيه‌ حاكميت‌خود مي‌پنداشتند.
كوتاه‌ سخن‌ اين‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ پيش‌تر نيز گفته‌ شد، روزنامه‌نگاري‌، حرفه‌اي‌ سهل‌ و درعين‌ حال‌ ممتنع‌ است‌. هزاران‌ نكته‌ باريك‌تر از مو در آن‌ نهفته‌ است‌ كه‌ در كتاب‌ها و قوانين‌ ومقررات‌، آشكارا مشهود نيست‌. كساني‌ كه‌ قدم‌ به‌ حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ مي‌گذارند، بايد كوشش ‌كنند با آگاهي‌هاي‌ تخصصي‌ و شناخت‌ صحيح‌ از محيط و جامعه‌ به‌ فعاليت‌ بپردازند.


* براي‌ اطلاع‌ بيش‌تر در اين‌ زمينه‌ به‌ تارنماي‌ زير نگاه‌ كنيد:
Karin Deutch Karlekar, "Press Freedom in 2002." in Freedom of the Press 2003: A Global Surveyof Media Independent, edited by Karin Deutch Karlekar, retrieved from World Wide Web,Aug. 1,2003: http://www.freedomhouse.org/pfs2003.


** بر خلاف‌ تحقيق‌ پيمايشي‌ ( مورد نظرR) كه‌ پاسخگويان‌ به‌ گونه‌اي‌ انتخاب‌ مي‌شوند كه‌ معرف‌ جمعيت‌ آماري‌باشند، در روش‌ كيو پاسخگويان‌ به‌ گونه‌اي‌ انتخاب‌ مي‌شوند كه‌ داراي‌ ويژگي‌هاي‌ مشترك‌ باشند و تعداد آنان‌نيز محدود است‌. براي‌ مطالعه‌ بيش‌تر نگاه‌ كنيد به‌:
نعيم‌ بديعي‌، “روش‌شناسي‌ كيو به‌ كوشش‌ Q”، سالنامه‌ پژوهش‌ و ارزشيابي‌ در علوم‌ اجتماعي‌ و رفتاري‌، جلد اول‌،دكتر حسين‌ رحمان‌سرشت‌، تهران‌: دانشگاه‌ علامه‌ طباطبايي‌، 1381، صص‌ 155ـ186.

*** پاسخگويان‌ اين‌ پژوهش‌ شامل‌ پانزده‌ استاد دانشگاه‌ و بيست‌ روزنامه‌نگار بودند. در بين‌ استادان‌ دانشگاه‌، يك‌نفر زن‌ بود. چهار نفر داراي‌ تحصيلات‌ كارشناسي‌ ارشد و يازده‌ نفر داراي‌ تحصيلات‌ دكتري‌ بودند. رشته‌تحصيلي‌ استادان‌ دانشگاه‌ شامل‌ علوم‌ ارتباطات‌ (روزنامه‌نگاري‌ و روابط عمومي‌)، جامعه‌شناسي‌، علوم‌سياسي‌، مديريت‌، حقوق‌ و زبان‌شناسي‌ بودند. ميانگين‌ سال‌ تدريس‌ استاداني‌ كه‌ سابقه‌ تدريس‌ در رشته‌روزنامه‌نگاري‌ داشته‌اند، هجده‌ سال‌ بوده‌ است‌. ميانگين‌ استاداني‌ كه‌ سابقه‌ كار در حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌داشتند، نوزده‌ سال‌ و ميانگين‌ سن‌ آنان‌ 53 بود.
از بيست‌ روزنامه‌نگاري‌ كه‌ پرسشنامه‌ تحقيق‌ را تكميل‌ كردند شش‌ نفر زن‌ و چهارده‌ نفر مرد بودند. ميزان‌ تحصيلات‌ روزنامه‌نگاران‌ به‌ اين‌ شرح‌ است‌: دانشجو و ديپلم‌ دبيرستان‌ چهار نفر، ليسانس‌ هفت‌ نفر و فوق‌ليسانس‌ نه‌ نفر.پنج‌ نفر از روزنامه‌نگاران‌ قديمي‌ سابقه‌ تدريس‌ دروس‌ روزنامه‌نگاري‌ داشتند كه‌ ميانگين‌ آن‌ برابر ده‌ سال‌ است‌. همچنين‌، حداقل‌ سابقه‌ كار آنان‌ در حرفه‌ روزنامه‌نگاري‌ هفت‌ سال‌ و حداكثر آن‌ 31 سال‌ با ميانگين‌ 5/17 سال‌بود. در بين‌ روزنامه‌نگاران‌ سه‌ معاون‌ سردبير و هشت‌ دبير سرويس‌ بودند و بقيه‌ خود را خبرنگار، گزارشگر ياروزنامه‌نگار معرفي‌ كردند.

**** در اين‌ پژوهش‌، تحليل‌ عاملي‌ به‌ صورت‌ چرخش‌ واريماكس‌ (variamax rotation) انجام‌ شد و بامحاسبه‌ بار عاملي‌ (factor loading) و وزن‌ (weight) هر پاسخگو، پاسخگويان‌ در دو گونه‌ قرار گرفتند. نوزده نفر از ‌پاسخگويان‌ در گونه‌ اول‌ و پانزده‌ نفر در گونه‌ دوم‌ قرار گرفتند. ضريب‌ همبستگي‌ بين‌ دو گونه‌ پاسخگو بر ‌اساس‌ ميانگين‌ نمرات‌ هر گويه‌ برابر 9/0 = r كه‌ نشانگر همبستگي‌ بسيار زياد بين‌ ديدگاه‌هاي‌ دو گونه ‌پاسخگويان‌ درباره‌ گويه‌هاي‌ تحقيق‌ است‌. مقدار واريانس‌ كل‌ برابر 10/68 درصد است‌ كه‌ پاسخگويان‌ گونه‌اول‌ 46/64 درصد واريانس‌ و پاسخگويان‌ گونه‌ دوم‌ 64/3 درصد واريانس‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌اند.

منابع‌
ـ بديعي‌، نعيم‌. “روش‌شناسي‌ كيو Q”، سالنامه‌ پژوهش‌ و ارزشيابي‌ در علوم‌ اجتماعي‌ ورفتاري‌. جلد اول‌، به‌ كوشش‌ دكتر حسين‌ رحمان‌سرشت‌، تهران‌: انتشارات‌ دانشگاه‌ علامه‌طباطبايي‌، 1381، صص‌ 155ـ186.
ـ بديعي‌، نعيم‌ و حسين‌ قندي‌. روزنامه‌نگاري‌ نوين‌. تهران‌: انتشارات‌ دانشگاه‌ علامه‌طباطبايي‌، چاپ‌ سوم‌، 1382.
ـ بروجردي‌ علوي‌، مهدخت‌. “نظام‌ مطلوب‌ مطبوعاتي‌ از ديدگاه‌ روزنامه‌نگاران‌ ايران‌:بررسي‌ و نظرجويي‌ پيرامون‌ نظريه‌ پآمرانه‌پ، پآزادي‌گراپ، پمسئوليت‌ اجتماعي‌پ، پكمونيستي‌شوروي‌پ و پتوسعه‌اي‌پ، پايان‌ نامه‌ كارشناسي‌ ارشد علوم‌ ارتباطات‌ اجتماعي‌، تهران‌: دانشگاه‌علامه‌ طباطبايي‌، 1375.
ـ معتمدنژاد، دكتر كاظم‌. “ميثاق‌ اخلاق‌ حرفه‌اي‌ روزنامه‌نگاري‌: يك‌ طرح‌ پيشنهادي‌”،مجموعه‌ مقالات‌ دومين‌ سمينار بررسي‌ مسائل‌ مطبوعات‌ ايران‌. جلد دوم‌، تهران‌: انتشارات‌مركز مطالعات‌ و تحقيقات‌ رسانه‌ها، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌، 1377، صص‌948ـ944.
ـ معتمدنژاد، دكتر كاظم‌ با همكاري‌ دكتر ابوالقاسم‌ منصفي‌. روزنامه‌نگاري‌: با فصلي‌ جديددر بازنگري‌ روزنامه‌نگاري‌ معاصر. تهران‌: مركز نشر سپهر، 1368.
ـ “نظام‌ مطبوعات‌”، رسانه‌، فصلنامه‌ مطالعاتي‌ و تحقيقاتي‌ وسايل‌ ارتباط جمعي‌، س‌ 8،ش‌ 4، زمستان‌ 1376، ص‌ 88.

- Aggarwala, Narinder K. "What is Development News" Journal ofCommunication (1979) Vol. 29, PP. 180-182.
- Charnely, Michael V. Reportiong, 3rd editon, NewYork: Holt Rinehartand Winston, 1975.
- Kerlinger, Fred N. Foundations of Behavioral Research, 2nd ed., NewYork: Holt, Rinehart and Winstion, Inc., 1973, PP. 582-600.
- McDougall, Curtis D. Interpretative Reporting, 6th editon, NewYork:MacMillian, 1972.
- McQuail, Denis. Mass Communication Theory: An Introduction,Second Edition, London: Sage Publications, 1987.
- Rummel, R. J. Applied Factor Analysis Evanston: NorthwesternUniversity Press, 1970.
- Sandman, Peter M. David M. Rubin and David B. Sachsman. Media: AnIntroductory Analysis of American Mass Communications, second edition,Englewood Cliffs, New Jersey: Prentice-Hall, 1976.
- Siebert, Fred S. Theodore Peterson and Wilbur Schramm, FourTheories of the Press, Urbana, Ill.: University of Illinois Press, 1965.
- Stephenson, William. The Study of Behavior: Q-technique and ItsMethodology, Chicago: University of Chicago Press, 1953.
- Stevenson, Robert L. Communication, Development, and the ThirdWorld: the Global Politics of Information, New York: Longman, Inc., 1988.
- The Commission On Freedom of the Press. A Free and ResponsiblePress: A General Report on Mass Communication: Newspapers, Radio,Motion Pictures, Magazines, and Books, Chicago: The University of ChicagoPress, 1947.
- Van Tubergen, Norman. QUANL User's Guide (Lexingtion, KY: Offset,1975), a computer program providing a single exectution method forhandeling all phases of Stephenson's Q analysis.